استن مککریستال میگوید یکی از عمیقترین درسهای رهبریاش را از فرماندهای به نام تام گرنی گرفته؛ فردی که از نظر ظاهری و رفتاری هیچ شباهتی به الگوی کلاسیک رهبران نظامی نداشت، اما فوقالعاده شایسته بود. این تجربه به او نشان داد که ظاهر، کاریزما و قالبهای رایج، هستهی واقعی رهبری نیستند؛ بلکه شایستگی، اعتماد و تمرکز بر عملکرد تیم اهمیت دارد.
او تأکید میکند رهبران واقعی بیشتر از ساختن تصویر شخصی، به رشد افراد و توانمندسازی سازمان اهمیت میدهند. در بسیاری از سازمانها، توانایی نمایش و سخنوری مدیران از عملکرد واقعی سیستم مهمتر جلوه داده میشود، در حالی که نتایج واقعی اغلب توسط رهبران «غیرکلیشهای» ساخته میشود.
برای شناخت واقعی یک سازمان، مککریستال توصیه میکند:
فقط به صحبت مدیران ارشد اکتفا نکنید
با کارکنان سطوح پایینتر گفتوگو کنید
به نحوه تعامل افراد با هم توجه کنید، نه فقط داستانهای رسمی
او هشدار میدهد بازدیدهای سازمانی معمولاً طراحیشده و گمراهکنندهاند. راهحل، شفافسازی انتظارات، پرسیدن سؤالات درست، استفاده از تیم مورد اعتماد و جستوجوی هدفمند برای ناشناختههاست.
در نهایت، رهبر خوب کسی است که:
بداند چه چیزهایی را نمیداند
برای دانستن آنها سؤال و برنامه داشته باشد
در برابر سیل اطلاعات منفعل نشود
و واقعیت سازمان را فراتر از «یک عکس زیبا و لحظهای» ببیند