استیو جابز می گفت مبتکران متفاوت می اندیشند. این حرف چه معنایی داره؟
اگر سر مبتکران را بشکافید و نگاه کنید مغز اون ها وقتی سعی می کنند به ایده های نو دست پیدا کنند، چطور کار می کنه؟
به آفریقای جنوبی می ریم. جایی که جوین اوونز در دهه ی سی ام یک کسب و کار جدید راه اندازی کرد. اول یک مشکل را شناسایی کرد. اینکه افراد نیاز به یافتن شغل دارن و علت اینکه از شغل قبلی خودش بیرون می رن، شاید این باشه که رئیس بدی دارن! دراین حالت می خوان بدونن آیا در جای جدید رئیس خوبی خواهند داشت؟
خب چالش پیش رو معلومه. دونستن این موضوع مثل اینه که قبل از مراجعه به پزشک بدونید که اون دکتر خوبی هستش یا نه؟ پیش از شروع به کار چگونه بدونیم که مدیر جدید چه وضعی داره؟ این یک چیز کاملا غیر منتظره رو با یافتن یک شغل جدید ارتباط داد. اون یک تبلیغ نیازمندی ها رو گرفت و بازخورد سیصد و شصت درجه به اون اضافه کرد. نمراتی که زیردستان به هر مدیر یا رئیسی داده بودند از همه جا جمع آوری کرد و به آگهی نیازمندی ها لینکشون کرد. بنابراین با ارتباط دو چیز کاملا مجزا کسب و کار جدید اون به نام یک رئیس عالی رو پیدا کنید دات کام رو راه اندازی کرد که یک سایت خیلی پر بازدید و خیلی مورد علاقه مردم شد. در اون بازه زمانی و در اون کشور شما آنلاین می شید و قبل از پذیرش یک شغل می تونید ببینید مدیرش چطوریه و اون خودش هم می تونه ببینه چند مرده حلاجه و چه امتیازی گرفته.
مبتکران و خلاقان این طور فکر می کنند. اگر وارد مغزشون بشید، می بینید که چیزای بی ربط رو به هم ربط می دن! فرد دیگه ای داریم به نام مارک بنیوف که موسس سیلزفورس هست. اولین کسی که پردازش ابری رو مطرح کرد! ایده اون که فروش نرم افزارهای سازمانی روی اینترنته مشکل سازمان های کوچیک و متوسط رو حل می کنه این نرم افزارها برای شرکت های کوچک بسیار هزینه دارند. یک روز که بنیوف در اقیانوس آرام با دلفین ها شنا می کرد، ناگهان فکر مشارکت به ذهنش رسید. چی می شه اگر ما نرم افزارهای سازمانی رو مثل کتاب های الکترونیک آمازون بفروشیم؟ قبل از اینکه حتی خودش متوجه بشه مغز بنیوف چیزای غیر مرتبط رو به هم ربط داد و ایده جدیدی ساخت. آلبرت انیشتین به تفکر ارتباط دهی می گفت بازی ترکیبی! واقعا هم همین جور هست. ما با چیزای مختلف سعی داریم ارتباط جدیدی پیدا کنیم که به ما ایده های اعجاب انگیزی بده و این ایده های اعجاب انگیز هستند که در نهایت منجر به یک اتفاق خوب و عالی می شن، منجر به یک شغل جدید، یک مدیریت جدید و یک رهبری جدید می شوند و این دقیقا تفکریه که همه رهبران دارند.
