با راهاندازی خط تولید متحرک، شیوه ساخت خودرو کاملاً تغییر کرد. به جای اینکه کارگران قطعات را جابهجا کنند، تسمههای نقاله قطعات را در سراسر کارخانه حرکت میدادند. این سیستم پیچیده و هماهنگ، بهرهوری را به شدت بالا برد، اما فشار زیادی هم به کارگران وارد کرد. آنها امکان کم کردن سرعت کار یا توقف خط تولید را نداشتند و بسیاری پس از مدت کوتاهی کار را رها میکردند.
در مقابل، فورد با کاهش زمان ساخت هر خودرو به حدود یکونیم ساعت، سود زیادی به دست آورد و توانست دستمزد بیسابقه پنج دلار در روز را پرداخت کند. همین موضوع موج عظیمی از کارجویان را جذب کارخانه کرد. کارگران، بهویژه مهاجران تازهوارد، فورد را شخصیتی قدرتمند و منظم میدیدند که همهچیز را تحت کنترل داشت.
شهر دیترویت به سرعت رشد کرد و دیگر تولیدکنندگان هم از مدل فورد پیروی کردند: تولید انبوه، هزینه پایین و دستمزد نسبتاً بالا. کارخانه عظیم ریور روژ روزانه هزاران خودرو مدل T تولید میکرد و دهها هزار نفر در آن کار میکردند.
با این حال، نظم کارخانه بسیار سختگیرانه بود. اتحادیههای کارگری ممنوع بودند، نیروهای امنیتی بر کارگران نظارت داشتند و هرگونه فعالیت اعتراضی سرکوب میشد. فورد در عوض بر مزایای مالی تأکید میکرد و حتی کارگران را تشویق میکرد بخشی از حقوق خود را برای خرید خودرویی که خودشان تولید میکردند پسانداز کنند.
در نهایت، این سیستم ساده اما سختگیرانه، ترکیبی از کار طاقتفرسا، نظم شدید و دستمزد بالا بود که تولید انبوه خودرو را به اوج رساند و میلیونها دستگاه از آن تولید شد.